این وبلاگ هم شده یه نقاب واسه ی دل هردومون . نه دل هر دومون شده یه نقاب که با این وبلاگ می شه توشو دید . همه ی احساسای قشنگمون ، همه ی دوری ها و دلتنگیامون ، همه این جا جمع شدن !
لحظه هایی رو که حتی تو خوابم نمی شد دیدو می شه تو این وبلاگ دید .
شده یه نقاب :
ما حرفامونو می زنیم بدون هیچ پرده و مانعی
همه می یان و نظر می دن و می رن ، نه می فهمن تو عمق این حرفا چی می گذره ، نه می فهمن چقدر غم پشت این جمله های عاشقونه و زیبا نشسته !
ما می دونیم
چون روزای تنهایی رو تجربه کردیم ، روزایی که واسه در کنار هم بودن ثانیه ها رو می شماردیم
از اون روزا بدتر این روزایی هستن که داریم تجربه می کنیم ، اینکه با همیم ولی معلوم نیس تا کی ، شاید فقط یه روز دیگه ، شایدم الان آخرین لحظه ی با هم بودنمونه !
این روزا هم می گذره با همه ی خاطره های خوب و قشنگش . شاید این وبلاگ فقط بشه یه دفترچه ی خاطرات از لحظه های قشنگ بین من و تو .
شاید هم یه روز زخمی بشه واسه دردی که مرحمش بازم این وبلاگه
می شه جایی که هیچ وقت نتونیم یه نشونی ازش به عابرای ته کوچه بدیم .
جایی که شاید سالها تنها و بدون اینکه اون بفهمه بیایم و توش پرسه بزنیم
به هوای اینکه یه لحظه فقط یه لحظه اون خاطرات ، اون لحظه های قشنگ از ذهنمون بگذره !
شاید این وبلاگ بهونه ا ی باشه واسه با هم بودن تا ...
تا همیشه حتی تا لحظه هایی که نشه دستای همو بگیریم
و گرمای وجود همو فقط با این وبلاگ حس کنیم !




